هفت سین
عاقبت آه کشیـدم نفس آخر رانفس سوخته از خاطره ای پرپر را روضه خوانی مرا گرم نمودی امشبروضه ی آنهمه گل، آنهمه نیلوفر را آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستمشکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده استباورم نیست تماشای تنی بی سر را باورم نیست غروب و حرم و آتش و دوددیدن سوختن چارقد دختر را غارت خود و علم، غارت گهواره و مشکغارت پیرهـن و غـارت انگشتر را&nb
جدیدترین مطالب
لینک های وب
آرشیو وبلاگ

عاقبت آه کشیـدم نفس آخر را
نفس سوخته از خاطره ای پرپر را
روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب
روضه ی آنهمه گل، آنهمه نیلوفر را
آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستم
شکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را
باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیست تماشای تنی بی سر را
باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدن سوختن چارقد دختر را
غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غارت پیرهـن و غـارت انگشتر را
ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت
نیـزه هایی که ربـودند سر اصـغر را
آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم
تا که همبازی من زد نفس آخر را
کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تنی لاغــر را
چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را
حسن لطفی
السلام علیک یا ریحانه الحسین ....
موضوعات مرتبط:
برچسب ها:
تاريخ : دوشنبه 13 آبان 1392 | 22:40 | نویسنده : سجاد |
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
امکانات وب