عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

 

گفتم عقلم گفت که حیران منست

گفتم جانم گفت که قربان منست

گفتم که دلم گفت که آن دیوانه

در سلسلهٔ زلف پریشان منست

 …


موضوعات مرتبط: آرشیو

برچسب ها:


تاريخ : شنبه 8 اسفند 1394 | 14:34 | نویسنده : سجاد |