علیمحمد حیدریان متولد سال 1275 در تهران، نقاش (شاگرد کمال الملک) نوازندۀ تار و ویولن و دایی نورعلی برومند بود. او در سال 1369 درگذشت.
این روزها مصاحبه ای را از او میخواندم. میگوید:
خاطرات من متأسفانه از اول تا آخرش رسواکننده است و خوش نیست و اصلاً سکوت بهتر از این است که خاطره ای بگویم. چه بگویم؟ جز ناراحتی، هیچ چیز تا امروز نداشته ام. این خاطرات من است. خدا شاهد است چه رنج ها از دست استاد کشیدم، چه از دست شاگرد کشیدم،چه از دست افراد دیگر کشیدم. یعنی وقتیکه آدم مرامش صداقت و پاکی باشد، دایم باید سنگ و کلوخ توی سرش بخورد. از این درمیرود، این یکی میزند. از آن درمیرود، آن یکی میزند. تا بالاخره میبینی به دیوار چسبیده ای و از این عقبتر هم نمیتوانی بروی، یعنی جایی نداری که بروی.
* شاید شما هم این چسبیدن به دیوار را تجربه کرده اید، اگر هنرمندید!
موضوعات مرتبط:
برچسب ها: