هفت سین

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «دیوان» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : کاهش چشمگیر پرونده های مانده در شعب دیوان عدالت اداری و کاهش ۱۳ درصدی پرونده های مانده در شعب دیوان عدالت اداری و ستاد بایدن: انتخابات به دیوان عالی بکشد مقابله می کنیم و تخت روانچی: آمریکا قرار موقت الزام آور دیوان بین المللی دادگستری را نقض کرده است و پلوسی باز هم تایید قاضی جدید دیوان عالی آمریکا را "نامشروع" دانست و رأی دیوان عالی کشور: سود مازاد از تعرفه بانک مرکزی قابل مطالبه نیست و مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵ و مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴ و مولوی » دیوان

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت هفت سین دسترسی پیدا کنید

کاهش چشمگیر پرونده های مانده در شعب دیوان عدالت اداری

رئیس دیوان عدالت اداری به کاهش چشمگیر پرونده های مانده در شعب اشاره کرد و خبر از کاهش ۱۳ درصدی پرونده های مانده در شعب داد....

ادامه مطلب

کاهش ۱۳ درصدی پرونده های مانده در شعب دیوان عدالت اداری

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، حجت الاسلام و المسلمین محمد کاظم بهرامی، رئیس دیوان عدالت اداری، صبح امروز در نطق پیش از دستور جلسه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، با اشاره به اینکه در سال گذشته با وجود بیماری کرونا و محدودیت‌هایی که از سوی...

ادامه مطلب

ستاد بایدن: انتخابات به دیوان عالی بکشد مقابله می کنیم

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، ستاد انتخابات ی «جو بایدن » به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا واکنش نشان داد و ترامپ را به تلاش برای سلب حق رأی آزاد آمریکایی‌های متهم کرد....

ادامه مطلب

تخت روانچی: آمریکا قرار موقت الزام آور دیوان بین المللی دادگستری را نقض کرده است

سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل گفت: آمریکا با انجام اقدامات متخلفانه، قرار موقت الزام آور دیوان بین المللی دادگستری را نقض کرده که مسئولیت بین المللی به همراه دارد....

ادامه مطلب

پلوسی باز هم تایید قاضی جدید دیوان عالی آمریکا را "نامشروع" دانست

رئیس مجلس نمایندگان آمریکا بار دیگر تایید شدن "ایمی برت" به عنوان قاضی جدید دیوان عالی این کشور را "غیرمشروع" دانست ....

ادامه مطلب

رأی دیوان عالی کشور: سود مازاد از تعرفه بانک مرکزی قابل مطالبه نیست

با رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور، سود مازاد از تعرفه بانک مرکزی قابل مطالبه نیست. بر این اساس، قوانین موضوعه حاکم بر مقررات پولی و بانکی کشور به ویژه مواد ۱-۱۱ و ۳۷ قانون پولی و بانکی کشور و ماده ۲۰ قانون عملیات بانکی بدون ربا، بانک مرکزی را مسئول حسن اجرای نظام پولی و بانکی کشور و تعیین کننده حداقل و حداکثر سود بانکی قرار داده است....

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵   آن وقت که بحر کل شود ذات مرا روشن گردد جمال ذرات مرا زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق یک وقت شود جمله اوقات مرا  … ...

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴   آن لعل سخن که جان دهد مرجان را بی‌رنگ چه رنگ بخشد او مرجان را مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را  … ...

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳   آن کس که ترا نقش کند او تنها تنها نگذاردت میان سودا در خانه تصویر تو یعنی دل تو بر رویاند دو صد حریف زیبا  … ...

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲   آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا وان نقش تو از آب منی نیست بیا در خشم مکن تو خویشتن را پنهان کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا  … ...

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱   آن دل که شد او قابل انوار خدا پر باشد جان او ز اسرار خدا زنهار تن مرا چو شمع تنها مشمر کو جمله به نمک‌زار خدا  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰   جان قصهٔ آن ماه سخنگو گوید دل کام روان زان لب دلجو جوید گر عکس رخش بر چمن افتد روزی از خاک همه لالهٔ خود رو روید  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹   آن خور که ازو قوت روح افزاید یعنی می گل‌گون که فتوح افزاید من بندهٔ آنکه در شبانگاه خورد من چاکر آن که در صبوح افزاید  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸   من ترک شراب ناب نتوانم کرد خمخانهٔ خود خراب نتوانم کرد یک روز اگر بادهٔ صافی نخورم ده شب ز خمار خواب نتوانم کرد  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷   درویش که می خورد به میری برسد ور روبهکی خورد به شیری برسد گر پیر خورد جوانی از سر گیرد ور زانکه جوان خورد به پیری برسد  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶   آن زلف که بر گوشهٔ غلطاق نهاد صد داغ جفا بر دل عشاق نهاد بر چهرهٔ او چو طاق ابرویش دید مه خوبی روی خویش بر طاق نهاد  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵   فکری که بر آن طبع روان میگذرد شرحش ز معانی و بیان میگذرد شعر تو چرا نازک و شیرین نبود آخر نه بدان لب ودهان میگذرد  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳   تا یار برفت صبر از من برمید وز هر مژه‌ام هزار خونابه چکید گوئی نتوانم که ببینم بازش «تا کور شود هر آنکه نتواند دید»  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲   هر چند بهشت صد کرامت دارد مرغ و می و حور سرو قامت دارد ساقی بده این بادهٔ گلرنگ به نقد کان نسیهٔ او سر به قیامت دارد  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰   گل کز رخ او خجل فرو میماند چیزیش بدان غالیه‌بو میماند ماه شب چهارده چو بر می‌آید او نیست ولی نیک بدو میماند  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹   هرچند که درد دل هر خسته بسیست وز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیست زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار در نامهٔ غیب راز سربسته بسیست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸   میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت وز عالم راز بی‌خبر خوانندت گر خیر کنی فرشته خوانند ترا ور میل بشر کنی بشر خوانندت  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷   امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لؤلؤتر میرست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶   دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولیتر و مست بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵

  عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵   دوران بقا بی‌می و ساقی حشواست بی زمزمهٔ نای عراقی حشو است چندانکه فذالک جهان می‌نگرم بارز همه عشرتست و باقی حشواست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴   گفتم عقلم گفت که حیران منست گفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانه در سلسلهٔ زلف پریشان منست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳   ای مقصد خورشید پرستان رویت محراب جهانیان خم ابرویت سرمایهٔ عیش تنگدستان دهنت سر رشتهٔ دلهای پریشان مویت  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲   تا مهر توام در دل شوریده نشست وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست این غم ز دلم نمی‌نهد پای برون وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست  … ...

ادامه مطلب

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱   هرکس که سر زلف تو آورد بدست از غالیه فارغ شد و از مشگ برست عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ داند که میان این و آن فرقی هست  … ...

ادامه مطلب

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸

چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را به شست عشق دست آورد جان بت پرستش را به گوش دل بگفت اقبال رست آن جان به عشق ما بکرد این دل هزاران جان نثار آن گفت رستش را ز غیرت چونک جان افتاد گفت اقبال هم نجهد نشستست این دل و جانم همی‌پاید نجستش را چو اندر نیستی هستست و در هستی نباشد هست بیامد آتشی در جان بسوزانید هستش را برات عمر جان اقبال چون برخواند پنجه شصت تراشید و ابد بنوشت بر طومار شصتش را خدیو روح شمس الدین که از بسیاری رفعت نداند جبرئیل وحی خود جای نشستش را چو جامش دید این عقلم چو قرابه شد اشکسته درستی‌های بی‌پایان ببخشید آن شکستش را چو عشقش دید جانم را به بالای‌یست از این هستی بلندی داد از اقبال او بالا و پستش را اگر چه شیرگیر...

ادامه مطلب